۞ خداوند متعال می فرماید:
فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ | ترجمه: اگر نمی دانید از اهل دانش و اطلاع بپرسید (سوره نحل - آیه ۴۳)

موقعیت شما : صفحه اصلی » فقه » مقالات و مطالب
  • شناسه : 1627
  • 23 آذر 1400 - 10:24
  • 1013 بازدید
  • ارسال توسط :

برگرفته از کلام شیخ الاسلام مولانا مفتی محمد تقی عثمانی (حفظه الله)

 

اصول امور اساسی دین مانند: توحید، نبوّت، عقائد مربوط به آخرت، ارکان اسلام، پرهیز از دروغ، غیبت، ظلم، بدکاری، ربا، قمار، شراب و غیره و احکام آنها در قرآن و سنّت کاملاً روشن و واضح بیان شده است و در مورد این مسائل هیچ اختلافی بین فقها وجود ندارد. چنانکه دربارۀ این مسائل به پیدایش مذهب فقهی مستقلی نیاز احساس نشده و نه مذهب فقهی‌ای به‌وجود آمده است. اما در قرآن و سنّت احکام فرعی و فروعی‌ای هستند که الله تعالی بنابر حکمت بالغۀ خویش با کمی اجمال آنها را بیان کرده که می‌توان برای آنها تشریح مختلفی ارائه کرد. برای تعیین این تشریحات باید علمی عمیق و وسیع برای فهم قرآن و سنت داشت، چنانکه خداوند در آیۀ کریمه «فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ»؛ پس چرا از هر جمعى از آنان گروهى بیرون نیامدند تا در دین فقیه گردند.(توبه:۱۲۲) این اصل را بیان کرده است که آموختن چنین علم عمیق و وسیعی نه برای هر کس ممکن و نه ضروریست، بلکه دستور قرآن کریم است که عده‌ای خود را برای فراگیری چنین علمی وقف کنند و دست‌آوردهای علمی خود را در اختیار دیگران بگذارند. فقهای امت بر این اصل قرآنی عمل کردند و زندگی خود را برای این کار وقف کردند و برای تشخیص و تعیین مفاهیم صحیح قرآن و سنت تلاش و کوشش کردند؛ این تلاش و کوشش را «اجتهاد» می‌گویند.

از سویی چون احکام بیان شده در قرآن و سنّت تشریحات و توضیحات مختلفی دارند و الله تعالی قدرت فکر و اندیشه و نوع فهم و برداشت انسانها را متفاوت آفریده، لذا طبیعی‌ست که نتیجۀ اجتهاد فقها در مواردی متفاوت باشد و در بین آنها اختلاف دیدگاه پیش بیاید که در نتیجۀ آن مذاهب فقهی مختلف به ‌وجود آمده‌اند. و چون هر یک از این فقها با دیانت و اخلاص کامل و تلاش فراوان برای یافتن مفاهیم درست قرآن و سنّت کوشیدند، نمی‌توان اجتهاد هیچ یک از آنها را کاملاً اشتباه یا باطل دانست. مثالی از اجتهاد صحابه در زمان رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم: بعد از غزوۀ احزاب به پیامبر دستور رسید که به‌خاطر خیانت یهودی های بنی‌قریظه به آنها حمله کند. آنحضرت برخی از صحابه را به سمت بنی قریظه گسیل داشت و به آنها تأکید نمود که نماز عصر را همانجا بخوانند. صحابه حرکت کردند، در میان راه وقت نماز عصر فرارسید. بعضی از صحابه چنین فهمیدند که رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم تأکید نموده‌اند که نماز عصر را در مقصد بخوانیم، لذا ما نماز را همانجا می‌خوانیم. این عده نماز عصر را در مسیر نخواندند. اما نظر گروه دیگر این بود که هدف پیامبر اکرم از تأکید این بوده که هرچه سریعتر خود را به مقصد برسانیم و منظور آنحضرت این نبوده که اگر در مسیر وقت نماز عصر فرا رسید، خواندن نماز عصر در مسیر جایز نیست؛ لذا این گروه از صحابه نماز عصر را در مسیر خواندند. رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم از این دو فهم و عملکرد متفاوت یارانش اطلاع یافت، اما هیچکدام را ملامت و سرزنش نفرمود.

از این واقعه روشن می‌شود در مسائلی که امکان اجتهاد است، در آنها نمی‌توان یک نظر را صد در صد صحیح و نظر دیگر را صددرصد غلط و اشتباه دانست. البته به شرطی که مجتهد علم وسیع و عمیقی را که برای استنباط احکام از قرآن و سنّت ضروری و الزامی‌ست کاملاً فراگرفته باشد و یک رأی و نظر را صرفاً به ‌خاطر اینکه بیشتر موافق خواهشات اوست یا به‌ خاطر سهولت و آسانی انتخاب نکند، بلکه بنابر دلایل قرآن و سنت رأی و نظری را که درست‌تر و استوارتر می‌داند، با امانت و اخلاص تمام انتخاب کند.

مذاهب حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی بر همین اساس به‌ وجود آمده‌اند و هیچ یک از آنها را نمی‌توان اشتباه یا باطل دانست. میان این مذاهب اختلاف حق و باطل نیست، بلکه اختلاف راجح و مرجوح است. لذا شخصی که عربی نمی‌داند و به علوم قرآن و حدیث تسلط و از آنها آگاهی کامل ندارد، چاره‌ای جز این ندارد که به رأی مجتهدی که علم و دانش او را بیش از دیگران می‌داند اعتماد و به آن عمل کند. این شخص در حقیقت پیرو امام مجتهد نیست بلکه پیرو قرآن و سنّت است، اما برای فهم احکام قرآن و سنّت از امام مجتهد کمک می‌گیرد. هدف اصلی عمل کردن به قرآن و سنّت است نه عمل به خواهشات. لذا این شیوه کاملاً نادرست و ناجائز است که به آرای یک امام مجتهد صرفاً در مسائلی که مطابق خواهش‌مان است عمل کنیم و در مسائل دیگر در آرای دیگر مجتهدان دنبال راهی مطابق خواهشمان باشیم. چون هیچ امام مجتهدی بنیاد مذهب خود را براساس خواهشات نگذاشته است بلکه رأی و نظرش را بر اساس دلایل ترجیح داده است. لذا راه درست و محفوظ از لغزش این است که به هر امام مجتهدی که به علم و دانش او اعتماد داریم و استفاده از او برایمان آسان است، به آرا و تشریحات او اعتماد و بر احکام فروعی دین مطابق قرآن و سنّت عمل کنیم.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

سوال بپرسید
close slider