۞ خداوند متعال می فرماید:
فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ | ترجمه: اگر نمی دانید از اهل دانش و اطلاع بپرسید (سوره نحل - آیه ۴۳)

موقعیت شما : صفحه اصلی » سیرت » سیرت و تاریخ » مقالات و مطالب » پرسش و پاسخ
  • شناسه : 406
  • 11 خرداد 1400 - 11:36
  • 2843 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : محمد شریف صمدی

سوال:

علت متعدد بودند ازواج پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم چه بوده است؟

پاسخ:

قال الله تعالی: یاایها النبی إناأحللنا لک أزواجک الّتی ءاتیت أجورهن و ما ملکت یمینک ممّا افاء الله علیک. سوره احزاب آیه: [۵۰] ترجمه و خلاصه تفسیر: ای پیامبر(صلی الله علیه وسلم) بعضی احکام مختص شخص شماست که از آنها اختصاص و شرف شما هم ثابت می گردد واز جمله بعض ازاین قرار است:

حکم اوّل این که ما این همسران شما را (که اکنون در خدمت شما حاضرند) و شما مهریه آنها را پرداخت کرده اید (با وجود این که از چهار تا اضافه هستند) حلال کرده ایم؛ (حکم دوم این که) و آن زنان را هم (بطور خاص حلال کردیم) که مملوکه ی شما هستند که الله تعالی آنها را به غنیمت به شما عطا فرموده است.

در تفسیر معارف القرآن علامه مفتی محمد شفیع عثمانی رحمه الله تعالی علیه آورده: هنگام نزول آیه بیش از چهار زن در نکاح آن حضرت صلی الله علیه وسلم بود و برای عموم مسلمانان جایز نیست که بیش از چهار زن در یک زمان در نکاح داشته باشند، پس از خصوصیت آن حضرت صلی الله علیه وسلم است که بیش از چهار زن در یک زمان برای او حلال بود.

دشمنان اسلام همیشه تعدد ازدواج و بویژه کثرت ازدواج رسول خدا صلی الله علیه وسلم را در مخالفت با اسلام، موضوع بحث قرار داده اند، ولی اگر زندگی کامل رسول الله صلی الله علیه وسلم مورد توجه قرار داده شود، برای هیچ شیطانی مجال پدید آوردن وسواس و شهباتی برخلاف شأن رسالت باقی نمی ماند، با حضرت خدیجه که زنی بیوه، عمر کرده و صاحب اولاد بود و قبلاً با دو همسر ازدواج کرده بود و تا سن پنجاه سالگی جوانی خود را با همان زن بیوه ای سالخورده به پایان رساند و پنجاه سال عمر مبارکش در مکه و در جلوی مردم گذشت درسن چهل سالگی پس از اعلان نبوت، مخالفت با او درشهر آغاز گشت و مخالفین او در اذیت رسانی وعیب جویی او کوتاهی نکردند و حضرتش را ساحر، شاعر ومجنون گفتند، ولی هیچ گاه چنین فرصتی به دشمن نرسید که چنین چیزی به او نسبت دهد تا بتواند در تقوی و طهارت او شکوک وشبهات ایجاد کند. پس از گذشت پنجاه سال و وفات حضرت خدیجه با حضرت سوده ازدواج نمود که او هم زنی بیوه بود و پس از هجرت به مدینه منوره و رسیدن به سن پنجاه وچهار سالگی در سال دوم هجرت با حضرت عایشه ی صدیقه ازدواج نمود و او به خانه ی آن جناب صلی الله علیه وسلم تشریف آورد، وپس از یک سال دیگر با حضرت حفصه و پس از چند روز دیگر با حضرت زینب بنت خزیمه ازدواج نمود که حضرت زینب بعد از چند ماه وفات یافت. در سال چهارم هجرت، با حضرت امّ سلمه که زنی بیوه صاحب اولاد بود ازدواج نمود و در سال هشتم هجری به دستور خداوند با حضرت زینب بنت جحش ازدواج کرد که ذکر آن در ابتدای سوره ی احزاب گذشت که در این زمان عمر مبارک به پنجاه وهشت سال رسیده بود و در پنج سال آخر، بقیه ازدواج مطهّرات به خانه آن جناب صلی الله علیه وسلم تشریف آوردند، قسمت بزرگی از احکام دین به امور خانوادگی و زندگی خانوادگی آن حضرت صلی الله علیه وسلم متعلق است و به میزان زیاد توسط حضرات ازدواج مطهرات، دین منتشر شد که می توان با این مقایسه بدان دست یافت که از حضرت عایشه ی صدیقه دو هزار و دویست حدیث و از حضرت ام سلمه ۳۶۸ حدیث در کتب معتبر حدیث روایت و جمع شده است. درباره ی فتاوی احکام که حضرت امّ سلمه به مردم نشان داده حافظ ابن قیم در اعلام الموقعین نوشته است که اگر آنها یک جاجمع آوری شوند بالغ بریک کتاب مستقل می شود. بیش  از دویست نفر از صحابه به شرف تلمذ حضرت عایشه ی صدّیقه مفتخر شده اندکه از او احادیث وفقه وفتاوی فرا گرفته اند. ( برگرفته از تفسیر معارف القرآن ۱۱/۱۳۶ ترجمه  فارسی).

در تعدد زوجات پیامبر صلی الله علیه وسلم به طور نمونه به چند حکمت اشاره می گردد.

  1. ۱. حکمت تعلیمی

 این حکمت هدف اساسی تعدد زوجات رسول الله صلی الله علیه وسلم را تشکیل می دهد چون ایشان بدین وسیله توانستند برای زنان معلمانی تربیت کنند که احکام شرعی را به آنها بیاموزند زیرا بر زنان نیز همانند مردان تکالیفی فرض شده است. بسیاری از زنان از پرسش بعضی از امور شرعی،  بخصوص مسائلی که به زنان تعلق داشت همانند احکام حیض، نفاس، جنابت و مسائل زناشویی و دیگر احکام، از رسول خدا صلی الله علیه وسلم خجالت می کشیدند و بسیاری مشکل بود که یک زن بر حیای خود غلبه نموده واین مسائل را از پیامبر بزرگوارمان سوال کند ومی دانیم که در بعضی اوقات این امر اتفاق می افتاد، ودر مقابل، رسول صلی الله علیه وسلم قرار داشت که در اخلاق خود به حیاء کامل آراسته بود.

وبرطبق روایت های کتب سنت، حیاء و شرم او از حیاء دوشیزه ای که در چادر خود پنهان شده بیشتر بود. (اشد حیاء من العذراء فی حذرها).

در نتیجه ایشان نمی توانست به همه سوالاتی که از سوی زنان متوجه او می گردید با صراحت کامل پاسخ گوید و این باعث می شد که جواب خود را به صورت کنایه بیان کند، که در این صورت نیز منظور ایشان در بعضی از اوقات توسط زنان فهم و درک نمی شد. ام المومنین عایشه صدیقه (رضی الله عنه) روایت می کندکه روزی یکی از زنان انصار در مورد چگونگی غسل حیض از رسول (صلی الله علیه و سلم) پرسش نمود و ایشان چگونگی غسل را برای او بیان کرد و گفت (قطعه ای پارچه معطر بر گیر و با آن خود را تمیز کن) و زن پرسید (چگونه با آن خود را تمیز کنم؟) و رسول (صلی الله علیه و سلم) جواب داد (با آن خود را تمیز کن) و زن گفت (ای رسول خدا چگونه با آن خود را تمیز کنم؟) و ایشان فرمود: (سبحان الله با آن خود را تمیز کن) ام المومنین عایشه صدیقه ادامه می دهد که: (دست او را گرفته و بسوی خود کشیدم و به او گفتم که: (آن را در کدام مکان بگذار و آثاار خون را با آن پاک کن، و با صراحت تمام مکان آن را برای آن زن شرح دادم.

پس می بینیم که چگونه ایشان از بیان صریح این مسائل خجالت می کشیدند و در مقابل نیز عده قلیلی از زنان بودند که می توانستند بر شرم و حیای خود غلبه نموده و به صورت آشکارا و بی پرده سوال خصوصی خود را از رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) بپرسند. و این گونه سوالات همواره وجود داشتند که بعدها همسران طاهره رسول (صلی الله علیه و سلم) مسئولیت جواب دادن آنان را به عهده گرفتند؛ به همین دلیل عایشه رضی الله عنها می فرماید: (خداوند زنان انصار را بیامرزد چون هرگز حیا و خجالت باعث جلو گیری از فقیه شدن آنان در دین نگشت)

و برخی از زنان در تاریکی و به هنگام شب نزد ام المومنین عایشه می آمدند تا در مورد برخی از امور دین و احکام حیض و نفاس و جنابت و دیگر امور از او سوال کنند. آنها همسران رسول (صلی الله علیه و سلم) را بهترین آموزگارانی می یافتند که می توانستند آنان را توجیه نموده و از طریق آنان زنان بسیاری در دین خداوند فقیه گشتند و نیز بر همگان آشکار است که سنت مطهر فقط و فقط به سخنان رسول (صلی الله علیه و سلم) محدود نمی شود بلکه سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر ایشان (صلی الله علیه و سلم) و همه این مسائل تشکیل دهنده شرعی هستند که اتباع آن بر همه امت واجب می باشد.

در نتیجه باید پرسید چه کسی به جز همسران پیامبر که خداوند آنان را تکریم نموده وامهات المومنین  یافته اند و در دنیا وآخرت همسران رسول خدا صلی الله علیه وسلم خواهند بود می تواند افعال واخبار آن بزرگوار را برای ما نقل کنند و بدون شک فضل و تمجید در نقل جمیع احوال، افعال وحرکات منزلی رسول الله صلی الله علیه وسلم به همسران او برمی گردد و این چنین بود که آن همسران گرامی به معلمان و محدثاتی تبدیل شدند که سنت وطریقت رسول خدا را نقل ونشر نموده، و به قدرت حفظ، نبوغ وذکاوت مشهور وزبانزد خاص وعام شدند.

  1. حکمت تشریعی

 به عنوان مثال دراین باب می توان از بدعت فرزند خواندگی (تبنی) که در مجتمع جاهلیت قبل از اسلام رایج بود نام برد. این مسئله به صورت عادت درآمده بود که جدا شدن از آن به سادگی امکان نداشت. یک شخص از آنان، پسری را که از صلب وتیره اش نبود به فرزند خواندگی می پذیرفت، و در این تنبی او را فرزند حقیقی خود می خواند که با فرزندان حقیقی ونسبی اش از لحاظ نسب در یک ردیف قرار داشت و از لحاظ میراث، طلاق، ازدواج و محرم شدن وهمه امور دیگر با آنان هیچ گونه فرقی نداشت.

واین مسئله بصورت دینی تقلیدی درآمده بود که در تمامی جامعه جاهلیت اعمال می شد وحتی شخص به فرزند خوانده اش می گفت : (تو پسر من هستی از تو ارث می برم و از من ارث خواهی برد.)

واین چنین بودکه زید بن حارثه به فرزند خواندگی رسول خدا صلی الله علیه وسلم درآمد و از آن روز همه مردم اورا (زید بن محمد) می خواندند.

بخاری و مسلم از عبدالله بن عمر رضی الله عنها روایت می کند که گفت: زید بن حارثه در خدمت رسول خدا صلی الله علیه وسلم بود وما او را به جز (زید بن محمّد) به نام دیگری نمی خواندیم تا اینکه این آیات قرآن نازل شد.(ادعوهم لابائهم هواقسط عندالله) سوره الاحزاب من آلایه ۵)

ترجمه: (آنان را بنام پدرانشان بخوانید که این نزد خداوند عدل ونیکویی است.)

در نتیجه رسول صلی الله علیه وسلم به زید فرمودند: (انت زید بن حارثه بن شراحیل).(معنی) (تو زید پسرحارثه پسر شراحیل هستی.

رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم دختر عمه خود (زینب بنت جحش الاسدیه) را به همسری او در آورد و در مدت زیادی را با او زندگی کرد امّادیری نپایید که روابط زناشویی آنان رو به تیرگی گذشت وسرانجام براساس حکمتی که خداوند آن را اراده کرده بود، زید، زینب را طلاق داد و خداوند به رسول خدا صلی الله علیه وسلم دستور داد تا با زینب ازدواج کند و بدین وسیله بدعت فرزند خواندگی و شالوده جاهلیت از بیخ وبن کنده شده و اساس اسلامی بجای آن بنشیند و این ازدواج به امر خداوند انجام گرفت وآن گونه که دروغگویان وتهمت زنان و دشمنان خداوند می گویند، هیچ انگیزه شهوانی وهواجویانه در پشت سر نداشت، بلکه این ازدواج در جهت غرضی نیک وهدفی شریف به وقوع پیوست که همان ابطال عادات وتقالید جاهلیت بود و خداوند غرض از این ازدواج را این گونه عنوان می دارد.

(لکی لایکون علی المومنین حرج فی ازدواج ادعیائهم إذا قضوا منهن وطراً)الاحزاب من آلایه۳۷) معنی (تاپس از این، مومنان در ازدواج با زنان پسر خوانده های خود که آنها راطلاق داده اند برخود گناه وسختی نبینند).

بخاری از زینب رضی الله عنها روایت می کند که ایشان به این ازدواج بر سایر زنان رسول خدا صلی الله علیه وسلم افتخار نموده و به ایشان می گفت: (که شما را خانواده هایتان به ازدواج در آوردند، اما ازدواج من به امر خدا از بالای هفت آسمانش بود).

این ازدواج به امر خداوند حکیم و برای اثبات شرعی نوین بود، پس سبحان ومنزه خدایی که حکمت او آن قدر دقیق است.که عقول وافهام، آن را احاطه نتواندکرد. وچه زیبا می فرماید:(وما أتیتم من العلم إلاقلیلاً) الاسراء من الایه ۸۵) معنی (واز علم بجز مقداری اندک بهره نبرده اید)

  1. حکمت اجتماعی

  حکمت سوم تعدد زوجات رسول صلی الله علیه وسلم حکمت اجتماعی است، می توان به وضوح از خلال ازدواج ایشان با دختر صدیق اکبر رضی الله عنه و سپس ازدواج ایشان با دختر فاروق اعظم رضی الله عنه دریافت و می بینیم که چگونه پیوند مصاهره (دامادی) و نسب ایشان با قریش و ازدواج آن بزرگوار با بسیاری از زنان آنان، بین این قبایل پیوندی ناگسستی به وجود می آورد و باعث می شود تا همه قلبها با ایمان، تعظیم واجلال تمام، حول او و دعوتش گرد آیند.

رسول خدا صلی الله علیه و سلم با ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله عنها دختر عزیز ترین و محبوبترین اشخاص نسبت به وی یعنی ابوبکر صدیق رضی الله عنه ازدواج نمود. ابوبکر رضی الله عنه سردمدار و پیشتاز مجیبان دعوت اسلام بود که جان و مال خود را در راه نصرت دین خداوند و دفاع از رسول او تقدیم کرده بود و انواع آزار و اذیت را در راه اسلام متحمل شده بود تا جایی که پیامبر اسلام صلی الله تعالی علیه و سلم همان گونه که ترمذی در فضل ابوبکر عنوان می کند، می گوید:

(ما لاحد عندنا ید الا و قد کافیناه بها ما خلا ابابکر فان له عندنا یدا یکافیه الله تعالی بها یوم القیامه) (معنی): (هیچ کس بر ما نیکی و احسان نکرد مگر اینکه او را جبران کردیم بجز ابوبکر که احسان و نیکی های بیشمار او را خداوند در روز قیامت پاداش خواهد داد.

 و باز می فرماید: (ما نفعنی مال احد قط ما نفعنی مال ابی بکر و ما عرضت الاسلام علی احد الا کانت له کبوه.(ای تردد و تلکو) الا ابابکر فانه لم یتلعثم و لو کنت متخذا خلیلا لاتخذت ابابکر خلیلا الا و ان صاحبکم خلیل الله) معنی (هیچ  مالی به اندازه مال ابی بکر به من نفع نرساند و اسلام را بر هیچکس عرضه نکردم مگر اینکه در قبول آن متردد بود بجز ابوبکر که در قبول آن هیچ درنگی نکرد و اگر قرار بود که من خلیلی بر گیرم، همانا ابوبکر را به عنوان خلیل بر می گرفتند ولی بدانید که این صاحب شما خلیل خداوند است) رواه ترمذی.

در نتیجه رسول صلی الله علیه و سلم در این دنیا برای ابوبکر هیچ پاداشی را لایق تر از این ندید که با دختر او ازدواج نموده، و میان خود و او رابطه دامادی و خویشاوندی به وجود آورد، تا این رابطه بر صداقت و پیوند طولانی و ناگسستی آنان بیافزاید. به همین صورت آن بزرگوار، با ام المومنین حفصه رضی الله عنها دختر حضرت عمر رضی الله عنه ازدواج نمود که این پیوند پاداشی بر اسلام، صدق، اخلاص و از خود گذشتگی عمر رضی الله عنه در راه این دین بود.

عمر رضی الله عنه همان قهرمان اسلام است که با مسلمان شدنش خداوند، اسلام و مسلمان را عزت بخشیده ومعالم دین را به اهتزاز در آورد. در نتیجه پیوند پیامبر صلی الله علیه وسلم با او از طریق دامادیش، بهترین پاداشی بود که جانبازی او در راه دین اسلام را جوابگو بوده، که ایشان بین عمر و وزیر اوّل خود ابوبکر در نیل به این شرف، مساواتی شایسته ایجاد نمود، چون ازدواج ایشان با دختران این دو صحابی بزرگ به منزله شرفی بزرگ، ومنت و پاداشی عظیم برای آنان بود که در این دنیا هرگز نمی توانست بصورتی زیباتر وبهتر از آن، زحمات آن دویار را جوابگو باشد پس چه جلیل است سیاست آن بزرگوار صلی الله علیه وسلم وچه زیباست وفایش به وفاداران مخلص خود.

مثال دیگر این سیاست جلیل نبوی را می توان در چگونگی تکریم نمودن عثمان و علی رضی الله عنهما مشاهده نمودکه ایشان را با تزویج دختران خود به آنان با زیبایی تمام اکرام می کند و این چهار یار، بزرگترین اصحاب ایشان بودند که پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم منصب خلافت آن بزرگواران بدست گرفته و در راه توسعه دین و دعوت اسلامی به پیش تاختند پس حکمت را بنگریم که چگونه جلوه می کند، وآن حکیم را ببینیم که به کجا می نگرد.

۴٫حکمت سیاسی

رسول صلی الله علیه وسلم به جهت الفت دادن قلوب و جذب و جمع قبایل به ازدواج با برخی از بانوانان مبادرت نمودند وآشکار است که ایجاد پیوند زناشویی با زنی از زنان قبیله یا عشیره چگونه ارتباطی بین آن قبیله و فرد بوجود می آورد وطبیعتاً فرد می تواند از افراد آن قبیله جهت نصرت وحمایت خود و پیشبرد دعوتش به عمل بیاورد

به طور مثال: (۱) رسول الله صلی الله علیه وسلم با جویریه بنت الحارث سرور بنی المصطلق ازدواج کرد. جویریه همراه با قوم و عشیره خود به اسارت مسلمانان در آمده بود و پس از اسارت می خواست با دادن فدیه خودش را رها سازد در نتیجه نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمد و از ایشان درخواست کمک  مالی نمود تا بتواند مبلغ فدیه را بپردازند؛ رسول خدا صلی الله علیه وسلم به او پیشنهاد نمود که فدیه او را بپردازد و با او ازدواج کند و او نیز این پیشنهاد را قبول کرد وآن بزرگوار با او ازدواج نمود. چون این خبر به گوش مسلمانان رسید اظهار داشتند که (چگونه خویشان کسانی که رسول صلی الله علیه وسلم داماد آنان شده است در اسارت ما باشند) و نتیجتاً همه اسراء را آزاد کردند و هنگامی که بنو المصطلق این بزرگی، شهامت وجوانمردی را از رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسلمانان مشاهده نمودند همگی مسلمان شدند و در زیر لوای این دین خداوندی قرار گرفتند و ایمان خود را نشان دادند.

پس می بینیم که این ازدواج چه برکت بزرگی برای جویریه و قوم و عشیره اش به همراه داشت، چون این ازدواج سبب اسلام وآزادی همه آنان گردید و و نام ام المومنین جویریه رضی الله عنها از خوش یمن ترین زنان برای قبیله اش در تاریخ رقم خود.

در صحیح بخاری از ام المومنین عایشه رضی الله تعالی عنها نقل شده که فرمودند: رسول خدا زنان قوم بنی المصطلق را به اسارت درآورد و پس از اخراج خمس، آنان را بین جنگجویان تقسم نمود و قسمت سواره دو سهم و پیاده یک سهم افتاد ودر این ضمن (جویریه بنت حارث)  نصیب و قسمت(ثابت بن قیس) گردید. در نتیجه جویریه نزد رسول صلی الله علیه وسلم آمده وگفت: ای رسول خدا من جویریه دختر حارث، سرور قوم بنی المصطلق می باشم و می دانی که چه بر سر من آمده است و ثابت بن قیس قیمت آزادی مرا (نه ۹ اوقیه) قرار داده است. پس جهت آزادیم به من کمک کن و رسول خدا صلی الله علیه وسلم در جواب فرمودند: آیا بهتر از آن را می خواهی؟ او جواب داد وآن چیست؟  رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (همه مبلغ مذکور را من می پردازم و با تو ازدواج می کنم) و او هم جواب داد(بلی ای رسول خدا) و رسول صلی الله علیه و سلم ایشان را در نکاح خویش درآوردند و این خبر فورا میان مردم پخش شد وگفتند: چگونه خویشان رسول خدا در اسارت ما باشند، در نتیجه همه زنان بنی المصطلق را که در اسارت داشتند آزاد نمودند که تعداد آنها به صد خانوار می رسید و همه این امور به یمن و برکت ازدواج رسول الله صلی الله عیه وسلم با دختر رهبر قوم بنی المصطلق بود.

(۲) رسول الله صلی الله علیه وسلم (صفیه بنت حیی بن اخطب) که پس از قتل شوهرش در غزوه خیبر به اسارت در آمده و در سهم بعضی از مسلمانان افتاده بود ازدواج نمود  چون اهل رای و مشوره گفتند: (این زن بانوی بنی قریظه است و فقط شایسته رسول صلی الله علیه وسلم می باشد) در نتیجه مسئله را به رسول الله صلی الله علیه وسلم بازگو نمودند و ایشان صفیه را در خدمت خوانده و او را در انتخاب میان این دو امر اختیار دادند. اول: او را آزاد ساخته و با او ازدواج کند تا همسراو باشد. دوم: او را آزاد کند تا به اهل وخویشاوندانش بپیوندد. پس صفیه امر اوّل را مبنی برآزادی و ازدواجش با رسول خدا صلی الله علیه وسلم را انتخاب نمودکه پس از این مسئله به علت جلال، منزلت، عظمت وخوشرفتاری رسول الله صلی الله علیه وسلم بود در نتیجه ایشان مسلمان شده و با اسلام او تعداد زیادی از افراد قبیله اش نیز مسلمان شدند.

 (۳)  ازدواج رسول الله صلی الله تعالی علیه و سلم با ام المومنین ام حبیبه (رمله بنت ابی سفیان) رضی اله تعالی عنها از همین قبیل بود.

ابوسفیان در آن زمان از مشرکان بوده و از سرسخت ترین دشمنان رسول صلی الله علیه وسلم بشمار می رفت. ام حبیبه دختر او در مکه مسلمان شده وهمراه با شوهرش برای حفظ دین خود به حبشه مهاجرت کرده بود و هنگامی که همسرش در آن سرزمین وفات یافت، ایشان تنها باقی ماند. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم از این مسئله آگاه شد، شخصی را نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد تا ام حبیبه را به ازدواج ایشان در آورد و نجاشی این مسئله را ابلاغ نمود و با شنیدن این خبر ام حبیبه رضی الله عنها بسیار شادمان گشت. چون به علت بی کسی اگر نزد پدرش ابوسفیان باز می گشت او را مجبور به مرتد شدن وکفر نموده و یا او را عذاب می دادند.  مهریه او را چهار صد دینار به اضافه هدایایی نفیس قرار داد و هنگامی که به مدینه  منوره باز گشت رسول صلی الله علیه وسلم با او ازدواج نمود و چون این خبر به گوش ابوسفیان رسید به این ازدواج اعتراف کرده وگفت (هوالفحل لا یقدع انفه) مثل عربی است که برای بیان نجابت وکرامت کسی گفته می شود ومعنای اصطلاحی آن این است ( او کریمی است که در نجابت وکرامت اش خدشه ای وارد نیست) ابوسفیان پیامبر را موجب افتخار خود می دانست و هرگز منزلت او را انکار نکرد تا اینکه خداوند ابوسفیان را بسوی اسلام هدایت نمود در اینجا است که حکمت جلیلی که ازدواج رسول صلی الله علیه وسلم با دختر ابو سفیان نتیجه می شود به زیبای تمام نمایان می گردد.

این ازدواج باعث تخفیف آزار مسلمانان توسط مشرکین گشت. چون پس از اینکه میان رسول صلی الله علیه وسلم وابو سفیان پیوند و قرابت بوجود آمد با اینکه ابوسفیان درآن زمان سرسخت ترین بنی امیه در دشمنی با رسول صلی الله علیه وسلم و مسلمانان بشمار می رفت، این ازدواج باعث الفت گرفتن او و قوم وعشیره اش با اسلام شد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به پاداش ایمان و هجرت ام حبیبه که به حبشه مهاجرت کرده بود، با ایشان ازدواج نمود تا بدین وسلیه او را تکریم کرده باشد وآنان را با این شرف بزرگ یعنی انتساب به سرور پیامبران اکرام نمود و ام المومنین ام حبیبه را برگزیده زنان و مادران مومنان قرار داد تا احترام و تعظیم آنان همواره محفوظ بوده و ازدواج با آنان را پس از فوت رسول صلی الله علیه وسلم به هدف تکریم آن بزرگوار حرام دانست.

و چه زیبا فرمود: (النبی اولی بالمومنین من انفسهم وازواجه امهاتهم ) (الاحزاب آیه ۶) ترجمه: (پیامبر اولی و سزاوارتر به مومنان هستند) از خود آنها، و زنان پیامبر مادران مومنان هستند). همچنین فرمود: (وما کان لکم أن توذوا رسول الله ولا أن تنکحوا ازواجه من بعده أبداً إنّ ذلکم کان عندالله عظیماً). الاحزاب من آلایه ۵۳).

ترجمه: (وشما هرگز نباید رسول خداوند را اذیت وآزار کنید و همچنین هرگز نباید پس از او با زنان او ازدواج کنید چه به راستی این مسئله نزد خداوند بسیار بزرگ است).

علامه قرطبی در تفسیر خود (الجامع لاحکام القرآن)می فرماید: (خداوند زنان پیامبرش را به این شرف بزرگ نائل نمود. که آنان را اُمهات المومنین، به پاکی یاد کردن، اجلال، و حرمت ازدواج آنان بر مردان را واجب نمود تا بدین طریق پیامبرش را تکریم وآنان را تشریف کرده باشد.

والله اعلم بالصواب

جمع و ترتیب: محمد شریف صمدی

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

سوال بپرسید
close slider