عمومی شماره استفتاء: #601 ۱۳ خرداد ۱۴۰۰

اگر من با این زن ازدواج کنم، او طلاق است

پرسش مطرح‌شده:
سوال: شخصی سوگند یاد نموده  که من با این خانم ازدواج نمی کنم و بعد گفته  اگر من با این خانم ازدواج کردم بر من طلاق باشد؛ ناگفته نماند که فی الحال از گفته خود پشیمان شده و تصمیم دارد با این خانم ازدواج کند بفرمایید راه حل چیست راهنمایی بفرمایید؟   جواب: این شخص […]
پاسخ دارالافتاء مرکزی اهل سنت:

سوال:

شخصی سوگند یاد نموده  که من با این خانم ازدواج نمی کنم و بعد گفته  اگر من با این خانم ازدواج کردم بر من طلاق باشد؛ ناگفته نماند که فی الحال از گفته خود پشیمان شده و تصمیم دارد با این خانم ازدواج کند بفرمایید راه حل چیست راهنمایی بفرمایید؟

 

جواب:

این شخص اقدام به ازدواج با فرد مذکور نماید؛ لذا متصل بعد از نکاح، این شخص حانث شده و یک طلاق بائن بر همسرش واقع می گردد (چون قبل از خلوت و زفاف است) و بعد از اینکه یک طلاق واقع گردید، مجددا در همان مجلس، نکاح دوم با مهریه جدید منعقد گردد.

لازم به ذکر است که بعد از  تجدید  نـکاح مجدد‌، طلاق  دیگری  واقع  نمی‌شود، البته این شخص در آینده مالک دو طلاق  دیگر می‌باشد.

*راه  حل  برای عدم  وقوع  طلاق  این است‌ که  فرد  مذکور  شخصی  را که  از  این  نوع  مسائل  اطلاع داشته  باشد  بگوید:  من  فلان  جا  می‌خواهم  ازدواج  کنم  ولی  به  خـاطر  قسم و طلاقی که  یاد نموده ام،  نمی‌توانم  خودم  مستقیماً  ایجاب  و  قبول‌ کنم و  او را از  طـرف  خود  وکیل  نکند  سپس  شـخص  مذکور  عقد  نکاح  او  را  انجام  دهد  و  بعد  از  اینکه  او  خبـر شد  با  زبان  چیزی  نگوید  بلکه  چیزی  برای  دختر  از  قبیل  انگشتری  یا  لباس  بفرستد، در  اینصورت  یک  طلاق  هـم  واقع  نمی‏گردد.

وفی  الدر: « (حلف لا یتزوّج فزوجه فضولی فأجاز بالقول حنث وبالفِعْل) ومنه الکتابه خلافاً لابن سماعه (لا) یحنث، به یفتى. «خانیه»‌. و فی الرد: « قوله: (فأجاز بالقول) کرضیت وقبلت الخ… قوله: (وبالفعل) کبعث المَهْر أو بعضه بشرط أن یصل إلیها الخ…  قوله: (ومنه الکتابه) أی من الفعل ما لو أجاز بالکتابه لما فی «الجامع» حلف لا یکلِّم فلاناً أو لا یقول له شیئاً فکتب إلیه کتاباً لا یحنث، وذکر ابن سماعه أنه یحنث «نهر » ‌. (رد المحتار:۳/150ط کویته)

و فی‌ الدر: «‌‌و فیها کلها  تنحل أی  تـبطل  الیمــین  ببطلان  ‌التعلیق  اذا  وجد  الشرط  مره»‌.

و فی ‌الرد: «(قوله‌: أی  تبطل  الیمین‌) أی  تنتهی  و  تتم  و  اذا  تمت  حنث  فلا  یتصور  الحنث  ثانیاً  الا  بیمین  اخری  لانها  غیر  مقتضیه  للعـمـوم  و  التکرار  لغه. نهر»‌.(رد المحتار:۲/۵۴۲)

والله تعالی اعلم و علمه اتم

نوشته: محمد اسلام نصرتی

دار الافتاء والارشاد مدرسه علوم دینی اشاعت التوحید سراوان

دبیرخانه مجمع فقهی علمای سراوان بزرگ (دارالافتاء مرکزی)