کباب کردن ملخ و خوردن آن با محتویات شکمش اشکالی ندارد
سؤال:
در منطقهای ملخ آمده مردم طبق عادت خود آتش روشن کرده و ملخها را در آتش انداخته و کباب کردهاند؛ عدهای از علما اعتراض کردهاند که این کار شما به دو دلیل درست نیست:
۱- این کار عذاب دادن با آتش است و در حدیث صحیح وارد شده که با آتش عذاب ندهید؛
۲- داخل شکم ملخ کثافات وجود دارد و با این کار کثافات به بدن جذب شده باعث نجس شدن آن میشود.
این علما به مردم دستور دادهاند که ملخها را یک به یک سر ببرید و محتوای شکم را خالی کنید و بعد در آتش کباب کنید، اما مردم میگویند: این حرج است. حال راه حل این کار چیست؟
جواب :
در سؤال فوق سه چیز قابل بحث است:
۱- آیا سر ملخها را باید برید؟
۲- آیا داخل شکم آنها باید خالی کرده شود؟
۳- آیا کباب نمودن آنها تعذیب بالنار (عذاب دادن با آتش )است یا خیر؟
جواب سؤال اول: از عبارات ذیل بهوضوح نمایان است که ذبح کردن و یا قطع کردن سر ملخ ضروری نیست[۱]؛
جواب سؤال دوم: از عبارات ذیل واضح است که طبق فتوای حضرت علی خالی کردن محتویات شکم ملخ ضروری نیست[۲]؛
جواب سؤال سوم: از حدیث ذیل معلوم میشود که ملخ در روغن سرخ کرده شود که در این صورت رسیدن حرارت بر ملخ امری مسلم است[۳].
دلیل:
[۱] – قال فی البحر: ( و حل بلا ذکاه کالجراد ) یعنی: یحل السمک بلا ذکاه کالجراد لما روینا .(البحر الرائق:۸/۳۱۵ کتاب الاضحیه طبع ۹ جلدی مکتبه رشیدیه).
و عن علی قال : ذکاه السمک و الجراد أخذه ، و مراده بیان أن الذکاه لیست بشرط فیهما بل یثبت الحل فیهما بالأخذ من غیر ذکاه، ألا تری أنه لا تثبت الحرمه بکون الآخذ مجوسیا أو وثنیا ، و ما یشترط فیه الذکاه یشترط فیه الأهلیه للمذکی، و حیث لم یشترط فی السمک و الجراد عرفنا أن الذکاه فیهما لیست بشرط، کما قال > : ( أحلت لنا میتتان و دمان ) (المبسوط للسرخسی :۱۱/۵۲۲ کتاب الصید طبع دارالکتب العلمیه).
[۲] – و سئل علی عن الجراد یأخذه الرجل من الأرض و فیه المیت و غیره قال : کُلهُ کُلهُ ، و فی بعض الروایات کُلهُ کُلّهُ. (المبسوط للسرخسی :۱۱/۵۲۲ کتاب الصید طبع دارالکتب العلمیه.)
[۳] – عن الأخضر بن العجلان قال: سألت سعید بن جبیر عن الجراد ؟ فقال: کله مقلیا بزیت. (مصنف ابن ابی شیبه فصل فی اکل الجراد رقم الحدیث:۲۴۵۷۲.)
حدثنا ابوبکر قال حدثنا ابن فضیل, عن یزید عن إبراهیم، عن کعب، أنه مرت به جراده فضربها بسوطه فأخذها فشواها، فقالوا له، فقال: هذا خطأ، و أنا أحکم علی نفسی فی هذا درهما، فأتی عمر، فقال: إنکم أهل حمص أکثر شیء دراهم، تمره خیر من جراده. (مصنف ابن ابی شیبه فصل فی محرم یقتل الجراده.)
۸۲۴۷ – عبدالرزاق عن معمر و الثوری عن إبراهیم عن الأسود أن کعبا سأل فقال یا أمیر المؤمنین بینا نحن نوقد جراده قذفتها فی النار و أنا محرم فتصدقت بدرهم فقال عمر إنکم یا أهل حمص کثیره أوراقکم تمره أحب إلی من جرادکم. (مصنف عبدالرزاق.)