۞ خداوند متعال می فرماید:
فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ | ترجمه: اگر نمی دانید از اهل دانش و اطلاع بپرسید (سوره نحل - آیه ۴۳)

موقعیت شما : صفحه اصلی » حقوق فرزندان » زناشویی » طلاق » پرسش و پاسخ
  • شناسه : 404
  • 11 خرداد 1400 - 11:27
  • 40 بازدید
  • ارسال توسط :

سوال:

با کمال احترام طلب فتوا می شود از علمای کرام و مفتیان عظام مبنی بر اینکه:

۱٫سن قانونی و شرعی حق حضانت دختران و پسران بعد از طلاق زوجین، از دیدگاه فقه احناف تا چند سالگی می باشد؟

۲٫حدود اختیارات دختران و پسران در صورتی که پدر و مادر از همدیگر جدا شده اند در چه حد می باشد؟

 

پاسخ:

۱٫حق  نگهداری  پسران  تا  سن  هفت  سالگی  و  دختران  تا  سن بلوغ  از  آن  مادر مـی‌باشد  و  در  صورت  نبودن  مادر  و  یا  ازدواج  مادر  با  شخص  اجنبی  حق  مادر  ساقط  و  به  مـادر  بزرگ  (‌مادر  مادر)  تعلق  می‏‎گیرد  و  در  صورت  نبودن  مادر  بزرگ  مادری  حق  نگهداری  به  مادر  بزرگ  پدری  بچه‌هـا  تعلق  می‌گیرد.

چنانکه  علامه  شامی  می‌فرماید: «‌و  الحاضنه احق  به  ای  بالغلام  حتی  یستغنی  عن النـساء  و  قدر بسبع  و  به یفتی‌»‌.(رد المحتار:۶۹۵/۲ط کویته) و  در  جایی  دیگر  می‌فرماید: «‌بلغت  الجاریه مبلغ  النسـاء  ضمها الاب و الغلام اذا  عقل  و  استغنی‌«‌.(رد المحتار:۶۹۶/۲ط کویته)  و فی الهندیه‌: « ‌احق  الناس  بحضانه الصغیر حال قیام النکـاح  او  بعد  الفرقه، الام الا ان تکون مرتده او  فاجره غیر مأمونه ‌کذا الکافی‌«‌.(الهندیه:۱/۵۴۱)

۲٫ اگر مراد سایل از حدود اختیارات فرزندان بعد از اتمام حق حضانت می باشد در پاسخ باید گفت که: پس  از گذشتن  هفت  سال  بـرای  پسران  و  بالغه  شدن  دختران،  اگر  مادر  از  تحویل  دادن  آنها  به  پدر  انکار  نماید  بالاجبار  از  مادر گرفته  و  تحویل  پدر  داده  می‌شوند  و  مادر  حق  ندارد  از  تحویل  دادن  فرزندان  به  پدر  آنها  اباء  کند  و  همچنین  اگر  خـود  فرزندان  بخواهند  پیش  مادرشان  بمانند  این  اختیار  و  حق  را  ندارند.

کما فی الشامیه: «‌و  لا  خیار  للولد  عندنا  مطلقاً  ذکراً ‌کان  او  انثی‌»‌.(رد المحتار:۲/۶۴۱و ۲/۶۹۶ط کویته) قال فی الهندیه: «و بعد‌ ما  استغنی الغلام و بلغت الجاریه فالعصبه أولی»‌.(الهندیه:۱/۵۴۲‌)

نکته: در  صورتها‌ی ذیـل  حق  حضانت‌ از مادر  ساقط ‌می‌گردد.

  1. مادر  مرتد  شود.(‌العیاذ  بالله‌)
  2. مادر  مبتلای  چنان  فسق  و فجوری  باشد که خطـر فسـاد اخـلاقی برای‌د فرزند وجود  داشته ‌باشد.
  3. احساس‌ شود که  مادر  در  نگهداری  فرزند امین  نیست  مثلاً بچه  را می گذارد و بیرون  می‌رود بطوریکه  احتمال خطر بـرای ‌بچه  وجود دارد.
  4. مادر  با بیگانه ای ‌که  غیـر ذی رحم‌ مـحرم  بچه  باشد  ازدواج نماید، ‌البـته در این  صورت  قاضی  باید بنگرد چنانکـه ‌اگر شوهر مادر از دیگران ‌مهربان‌تر است‌ اگر چه  بیگانه هم باشد  در  این  صورت قاضی  اگر تشخـیص  د‌هد که‌ بچه در صورت ‌جدا شدن از مـادر متضرر می گردد  در چنین  صورتی  نباید او را از  مادر  جدا کند. و فی الرد: «‌وأنت علمت أن سقوط الحضانه بذلک لدفع الضرر عن الصَّغیر، فینبغی للمفتی أن یکون ذا بصیره لیراعی الأصلح للولد، فإنه قد یکون له قریب مبغض له یتمنى موته ویکون زوج أمه مشفقاً علیه…   فإذا علم المفتی أو القاضی شیئاً من ذلک لا یحل له نزعه من أمه، لأن مدار أمر الحضانه على نفع الولد الخ…»(رد المحتار:۲/۶۹۴ط کویته)
  5. ‌اگر مادر  بچه  حاضر نشودکه  بچه را بـدون اجرت نگهداری ‌کند و پدر بچه نـیز تنگدست  باشد یکی ‌از محارم ‌وی‌ بچه را بدون ‌اجرت نگهداری ‌کند. قـال  ابن  عابـدین  الشامی رحمه الله‌: «‌ای فی‌ کونهـا احق بها حتی تشتهـی و به یفتی قال فی ‌البحـر بعد نقل  تصحیحه و  الـحاصل ان‌ الفتوی ‌علی ‌خلاف ‌ظاهر الروایه‌»‌.(رد المحتار:۲/۶۹۶). مطالب فوق برگرفته از محمود الفتاوی زاهدان۳/۲۶۸

 

والله تعالی اعلم و علمه اتم

نوشته: مولوی محمد اسلام نصرتی

دارالافتاء و الارشاد مدرسه علوم دینی اشاعت التوحید سراوان

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

سوال بپرسید
close slider