۞ خداوند متعال می فرماید:
فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ | ترجمه: اگر نمی دانید از اهل دانش و اطلاع بپرسید (سوره نحل - آیه ۴۳)

موقعیت شما : صفحه اصلی » شراکت » مسائل روز » پرسش و پاسخ
  • شناسه : 841
  • 23 خرداد 1400 - 16:31
  • 48 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : محمودالفتاوا

سوال:

این جانب با چهار برادر صغیر وکبیر و سه خواهرکوچک و بزرگ و دو مادر زمینی به مقدار نه دانگ داشتیم و زمین مشاع بوده‌که یکی از برادران کبیر مقدار شش دانک آن را به شخص به نام عین الدین فروخته و برادر کبیر دیگر نیز باقیمانده زمین را به فرد مذکور فروخته و عده‌ای از اقوام و برادران صغیر و کبیر نیز با امضاء خود معامله را تایید کرده‌اند در حالیکه من نه سال عمر داشتم و خواهرم پنج سال داشته است آیا فروش چنین زمین تقسیم نشده باز هم بدون رضایت و وکالت‌، از نظر شرع جایز است یا نه‌؟

ثانیاً: آیا فروش دو برادر، سهمیه خودشان را از زمین مشاع صحیح است‌؟ و من می‌توانم ادعای شفعه بکنم یا خیر؟

ثالثاً‌: آیا تقسیم زمین توسط برادران بزرگ و عده‌ای از خویشاوندان‌، در صورتی که از طرف من  و خواهرم در مجلس ترتیب داده شده‌، وصی و وکیل شرعی حضور نداشته تا از حقوق مشروع من و خواهرم دفاع‌کند، آیا این تقسیم از نظر شرع مقدس درست است یا با طل؟

در این مسأله اولاً: باید این مشخص شودکه آیا فروش رمیت مشاع توسط یکی از شرکاء با سهمیه شریکش بدون اجازه شریک دیگر درست است یا خیر؟

 

الجواب باسم ملهم الصواب

فروش سهمیه خود بایع درست است و در سهمیه شریکش درست نیست‌.

«‌‌الثانیه ان یبیع شخص مشاعاً بینه و بین غیره بغیر اذن شریکه فیصح البیع فی نصیبه بقسطه‌…..و للمشتری اخیار بین الرد و الا مساک اذا لم یکن عالماً بان البیع مشترک بینه و بین غیره‌.

الثالثه‌: ان یبیع رجل متاعه و متاع غیره بغیر اذنه صفقه واحده او بیع خلاً و خمراً صفقهً واحده فیصح البیع فی متاعه بقسطه دون متاع غیره … و یصح فی الخل بقسطه من الثمن فیوزع علی قدرقیمه المبیعین لیعلم ما یخص کلاً منه‌. (الفقه الاسلامی:۴/۵۳۳و هگذا یستفاد من رد المحتار:۳/۳۶۵)

 

و در سهمیه شریکش‌که درست نیست پس اگر شریکش‌ کبیر است مثل هر دو زوجه  بعد از خبر شدن با اجازه ‌کبیر فروش سهمیه‌اش از زمین صحیح است و اگر شریکش صغیر است یا مجنون فروختن سهمیه‌اش اصلا درست نیست اگر چه بعد از بالغ شدن و زایل شدن جنون اجازه بدهد. و دلیلها:

«‌وقف بیع مال الغیر ای علی الاجازه لو الغیر بالغاً فلو صغیراً او مجنوناً لم ینعقد اصلاً کما فی الزواهرمعزباً للحاوی‌:

کل‌تصرف صدرمنه «‌ای الفضولی‌» و له‌ مجیز حال وقوعه انعقد موقوفاً و مالا مجیز له حاله العقد لم ینعقد اصلاً.(رد المحتار:۴/۱۵۲)

 

آیا انتخاب برادر بزرگ به عنوان وصی یتیمان توسط ریش سفیدان و معتمدان فامیل درست است یا خیر؟

و تصرف‌ ریش سفیدان که املاک غیر منقول یتیمان را تقسیم کرده اند درست است یا خیر؟

 

الجواب : هر دو صورت درست نیست زیرا خود برادر و وصی برادر حق فروش سهمیه غیر منقول یتیم را ندارند پس به طریق اولی‌، وصی مقرر شده توسط ریش سفیدان قوم حق فروش عقار یتیم یا تقسیم آنرا ندارند حتی خود ریش سفیدان و معتمدان‌.

و فی التنقیح‌:

«‌ثم انٌما مرٌ من ان عائل الیتیم ‌یملک بیع‌ مالا بدله‌ منه ‌خاص بغیر العقار من نحو المنقولات‌.

امّا العقار فلیس له‌بیعه ولو مع وجود المسوٌغات لما فی الدرالمختار حیث قال‌: قلت‌: و هذا (‌ای بیع العقار) للمسوٌغ لو البائع وصیٌاً لا من قبل ام ‌او اخ فانهما لا یملکان بیع العقار مطلقاً و لا شراء غیر طعام وکسوه‌»‌.(تنقیح الفتاوی الحامدیه:۲/۳۲۵)

و فی لبدائع:

«وأما ترتیب الولایه فأولى الأولیاء الأب ثم وصیه ثم وصی وصیه ثم الجد ثم وصیه ثم وصی وصیه ثم القاضی ثم من نصبه القاضی وهو وصی القاضی… ولیس لمن سوى هؤلاء من الأم والأخ والعم وغیرهم ولایه التصرف على الصغیر فی ماله».(بدائع الصنائع:۵/۱۵۵و فیه زیاده تفصیل و تحقیق)

 

و ادعای شفعه شرائط دارد اگر موجود شوند حق شفعه ثابت می‌شود والاٌ، لا.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

سوال بپرسید
close slider